تبليغاتX
هزاردستان - تهوع, اثری از سارتر

هزاردستان

نخستین دوره‌ی مسابقه‌ی داستانک‌ نویسی

تهوع, اثری از سارتر

عصر که می شه حالت تهوع می یاد. یه چیز سنگین, خیلی سنگین که رنگش کبوده , می یفته روی گردن و شونه هات. دهن ات مزه ی سگ مرده میده. نمی دونی سگ مرده چه طعمی داره ولی قشنگ معلومه که بعضی  موقع ها آدم دهنش مزه ی سگ مرده میده.

سردی بستنی قیفی توی دهنت با معده خالی می ماسه که دلت خدا می خواد.

بعدش می دونی چی کار می کنی؟ فقط یه لبخند گنده ی بی دلیل می یاد روی صورتت با کلی کلمه ی تکراری روی لب هات که حالا بوی سگ مرده میده.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 0:0  توسط ...  |