تبليغاتX
هزاردستان - مش سلمان

هزاردستان

نخستین دوره‌ی مسابقه‌ی داستانک‌ نویسی

مش سلمان

مش سلمان . كارگر. زن وپنج تا بچه . صبح تا شب كار.سيلي. صورت سرخ. صف اول نماز.

مش سلمان . طبقه سوم . سقوط. بيمارستان. عصا. بيكاري.

مش سلمان. كارفرما. دعوا.قرارچي؟ قرارداد چي ؟ فحش.درگيري. زن وبچه. گرسنگي.شكايت . بروفردابيا. دختردم بخت. قرض. ندارم ندارم ها.

مش سلمان.چرخ دستي. انگور فروشي . پاي لنگ. بدوانگوردارم.خفه شو سرظهره.چرادادمي زني؟انگورهاي مانده. مامور.سد معبر. دعوابيكاري.

.شرمندگي . دو دل. نكنم چه كاركنم.

مش سلمان. آب انگور. حرارت . بطري.مشتري پشت مشتري. موسيوسلمان. پول. سيري. صف اول نماز.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 0:0  توسط ...  |