مش سلمان
مش سلمان . كارگر. زن وپنج تا بچه . صبح تا شب كار.سيلي. صورت سرخ. صف اول نماز.
مش سلمان . طبقه سوم . سقوط. بيمارستان. عصا. بيكاري.
مش سلمان. كارفرما. دعوا.قرارچي؟ قرارداد چي ؟ فحش.درگيري. زن وبچه. گرسنگي.شكايت . بروفردابيا. دختردم بخت. قرض. ندارم ندارم ها.
مش سلمان.چرخ دستي. انگور فروشي . پاي لنگ. بدوانگوردارم.خفه شو سرظهره.چرادادمي زني؟انگورهاي مانده. مامور.سد معبر. دعوابيكاري.
.شرمندگي . دو دل. نكنم چه كاركنم.
مش سلمان. آب انگور. حرارت . بطري.مشتري پشت مشتري. موسيوسلمان. پول. سيري. صف اول نماز.
+ نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 0:0  توسط ...
|
