مردی که یادش رفت
مرد که خیلی عاشق بود، پشت شیشۀ آسمانخراش نشسته بود و سیگار میکشید. مرد آنقدر عاشق بود، که وقتی آخرین پک را به سیگار زد، یادش رفت که باید ته سیگارش را پایین بیاندازد؛ نه خودش را.
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 0:0  توسط ...
|
