تبليغاتX
هزاردستان - عرض ارادت

هزاردستان

نخستین دوره‌ی مسابقه‌ی داستانک‌ نویسی

عرض ارادت


مرد هدیه ای که چند لحظه پیش از دختر گرفته بود را محکم به سینه اش چسبانیده بود و طول خیابان را طی می کرد . به صرافت افتاده بود ، یادگاری را برای همیشه نگهدارد. ولی از حواس پرتی  و شلختگی خودش می ترسید .  به این فکر می کرد که باید از این هدیه ارزشمند تا آخر عمر مراقبت کند . وارد خانه که شد هدیه را جلوی سینه اش گرفت و گفت ( تقدیم به بهترین همسر دنیا  )

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 0:0  توسط ...  |