تبليغاتX
هزاردستان - باريك و تاريك

هزاردستان

نخستین دوره‌ی مسابقه‌ی داستانک‌ نویسی

باريك و تاريك


جوانی باریک و تاریک هم کنار آقای مدیر ایستاده بود و ما وقتی فهمیدیم همان معلمی است که با لگد سه تا از دنده های پاشا را شکسته کمی آرام شدیم هرچند از دوشنبه بازار تا مدرسه را با شتاب آمده بودیم و ستار چند بار  دست در جیب کاپشنش کرده بود.
    آقای مدیر کنج خلوت دفتر را  به ما تعارف زد و به مرد میانسالی که احتمالن آبدار چی بود گفت: حسن آقا چار تا چایی بیار.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 0:0  توسط ...  |